تاریخ انتشار :دوشنبه ۳ آبان ۹۵.::. ساعت : ۴:۲۴ ب.ظ
فاقددیدگاه

چرا روحیه مطالبه‌گری در شهرستان دیر ضعیف است؟

حدیث دیّر و غربت همیشگی اش نه حکایت امروز است و دیروز بلکه سرنوشتی است محتوم و روشن از دیاری که در عین تمام شایستگی ها و توانایی هایش راه به زوال و فقر می برد.

محوطه های عظیمِ باستانی در حال نابودی، بیمارستانی نیمه کاره در ورودی شهر،بی هویتی مبلمان شهری و وضع نه چندان مطلوب معیشتی مردمش و اقتصاد عقب نگاه داشته اش و اکنون احداث صنایع آلاینده در مجاورت غنی ترین صیدگاه های میگوی کشور،همه و همه نشان از عدم کنشگری موثر و تعداد اندک فعالان مدنی در این دیار است.

مردمی که همیشه به صفای باطن و خلوص نیت هایشان شهره بوده اند اکنون به واسطه ی عدم روحیه ی مطالبه گری و نیز برخورد منفعلانه ی جوانانش در سراشیبی فقر و ورطه ی رکود است. اما در میانه ی تمامی کاستی ها و مصلحت اندیشی های فعالان مدنی این دیار، هنوز بارقه هایی از امید هویداست. جوانانی از دهه ی 30 و 40 شمسی که برای ما نسل سومی نقش الگو و مراد را دارند و درس پویایی و امید را در گوش های خفته مان نجوا می کنند.

حاج عبدالحسین بحرینی نژاد، جانباز سرافراز و یادگار ارزشمند دفاع مقدس که پس از بازنشستگی از کسوت معلمی قلم به دست گرفت تا تاریکی را از دیار خود بزداید و با تالیف چند جلد کتاب ارزشمند در زمینه ی دیّر و دیّرشناسی با نام نجیرم، کاری شگرف را به سر منزل مقصود رسانید و ثابت نمود که عشق به وطن را نه در میان پرگویان ظاهر نما، که در روز ولادت کوروش خود را بر زمین می افکنند، بلکه در میان قلم و نوشتار و سیرت تلاشگران و نویسندگان بی ادعایی باید جست که نه از بذل جان خویش هراس دارند و نه از بذل دارایی شان.

و دیگری آقای بهمن زبیری شوخ و بذله گو، کنجکاو و جستجوگر،پرشور و جسور و با تعصبی خاص نسبت به زادگاهش بردستان!

سال ها و سال ها کوه ها، دره ها و سواحل را پیموده تا اطلاعات لازم را برای کاوش های آتی باستان شناسان در این شهرستان تهیه نماید. در این میان با جمع آوری اشیائی گرانبها و گنجینه ای ارزشمند از مواد فرهنگیِ تاریخی در صدد نمایش شکوه و عظمت باستانی پر از رمز و رازِ زادگاهش است و خوشبختانه پیگری هایش به ثمر نشسته و موافقت اولیه برای ایجاد موزه ی بردستان را کسب نموده است.

زبیری نیز مثل سایر همراهان و دوستانش از یادگاران ارزشمند جنگ تحمیلی است که چون یک مسلمانِ وطن پرست واقعی و بی ادعا در همه حال در مقابل کژ روی ها و کاستی ها قد علم کرده است و در سال های اول انقلاب زمانی که یکی از مسئولان بی خرد غیربومیِ دیّر درصدد بود تا با تخریبِ قلعه ی با شکوهِ بردستان از مصالح آن برای احداث پارکینگ شهرداری استفاده نماید هم او بود که با تمام توان کوشید تا از تخریبِ بیشتر قلعه جلوگیری نماید و بعدها با دعوت از بزرگان و دوستداران میراث فرهنگی استان چون دکتر مشایخ و پروفسور نبی پور و اساتیدِ دانشگاه های معتبر کشور و همچنین انتشار مقاله با کمک دوست و یاور همیشگی اش آقای عباس اندایشگر در رسانه های استانی، برای اعتلای نام و فرهنگ دیارش کوشید.

از نگاه نگارنده حلقه ی مفقوده ی توسعه ی شهرستان دیر را در گام اول می بایست در برقراری ارتباط میان نسل گذشته و جوانان مستعدِ این دیار جست تا با راهنمایی این بزرگان نسلی جسور و فعال را برای آینده ی دیر و البته استان تربیت نمود.

در گام دوم  می بایست توسعه ی کمی و کیفی سمن ها را در دستور کار فعّالان مدنی و دلواپسان فرهنگی این شهرستان قرار داد (البته نه به منظور تنها جمع آوری زباله و گرفتن عکس یادگاری با آن!!) و با کمک همین بزرگواران در استقلالِ مالی این سمن ها نیز کوشید تا به جای مجیز گویی و تملق گویی از برخی مسئولین و دستگاه ها،مطالبه گریِ بحق و شجاعانه را پیگیری نمایند.

تبدیلِ دیر به فروشگاه محصولات بُنجل ته لنجی، خیانت بزرگ به همه ی پتانسیل ها و توانایی های مردمی این دیار  است و همیشه ساده ترین و در دسترس ترین راه به معنای گزینش بهترین ایده نبوده و نیست و جای دارد تا با هم افزائی، نامی در خورِ شان عظمت تاریخی این دیار ساخت .

و اما کوتاه سخنی با جوانان دیری و هم استانی

امروزه به مددِ رسانه ها وصف و شهرت گربه های دی حسین به گوشِ تمامی مردم ایران زمین رسیده است و لذا باور دارم حماسه ای کالو وار را می توان با اتکا به توان جوانان دیری و ظرفیت رسانه ای تکرار نمود!کافی است تنها به جای نق زدن نقد کنیم و البته نه بر سر جایگاه نجیرم با همشهری دیریمان بلکه با نقد کاستی های بی پایان شهرتان و روحیه مصلحت اندیشانه ی خودمان!تا به جای جمال زاده ها، آل احمد هایی باشیم برای این سامان رنج کشیده

دیدگاه خود را به ما بگویید.